که نعل هایشان نیز سیاه است
لکه های مرکب و موم بر طول شنل هاشان می درخشد
اگر نمی گریند بدان سبب است که به جای مغز
سرب در کدوی جمجمه دارند
و روحی از چرم براق
از جاده های خاکی فرا می رسند ،
گروهی خمیده پشتند و شبانه که برگذرگاه خویش
سکوت ظلمانی صمغ را می زایانند و
وحشت ریگ روان را.
چندان که شب فرود می آمد شب
شب ِ کامل
کولیان بر سندان های خویش پیکان و خورشید می ساختند.
اسبی خون آلوده بر درهای گنگ می کوفت و خروسان ِ شیشه یی
بانگ سر می دادند.
***
ای شهر کولی ها
اینک گارد سیویل !
روشنایی های سبزت را فروکش !
***
شهر ، آزاد از هراس
درهایش را تکثیر میکرد.
چهل گارد سیویل از پی تاراج بدان در آمدند
ساعت ها از حرکت باز ایستاد
و از بادنماها غریوی کشدار برآمد.
شمشیرها نسیمی را که
از سم ضربه ها سرنگون شده بود از هم شکافتند.
***
کولیان به دروازه ی بیت اللحم پناه می برند.
یوسف قدیس ، پوشیده از جراحت و زخم
دختری را به خاک می سپارد
تفنگ های ثاقب ، سراسر شب بی وقفه طنین اندازست .
قدیسه ی عذرا ، برای کودکان از آب ِ دهان ستاره گان مدد می جوید.
با این همه ، گارد سیویل پیش می آید
در حال بر افشاندن شعله هایی که در آن
تخیل ، جوان و عریان خاکستر می شود.
رزا - دخترک کامبوریوس - می نالد در درگاه خانه اش.
پیش رویشان پستان های بریده شده ی او
بر یکی سینی قرار گرفته .
و دختران دیگر دوانند
با بافه های گیسوان شان از پس
در هوایی که در آن
گلسرخ های باروت می ترکد.
"فدریکو گارسیا لورکا "
پ ن ۱:
"آزادی به شیکرکی می مونه
رو شیرینی ِ بی دنگ و فنگی
که مال یه بابای دیگه س
تا وختی ندونی
این شیرینی رو چه جور باس پخت
همیشه همین بساطه که هس."
از بعد نیمه شب دیشب که در شبکه خبر نتایج حماسه ملی را می دیدم مدام این شعر "لنگستون هیوز " در ذهنم اکو میشود.
پ ن ۲:
چیزی که بسیار جالب است بی سابقه بودن ِتلاش برای دلداری دادن طرفداران سایر کاندیدا ها در صدا و سیما و همچنین اصرار شبکه خبر و تاکید مکرر مجریانش در سالم بودن شمارش آرا و عاری بودن این امر از هرگونه تقلب است .. این همه تاکید برای چیست ؟