فریادی که هردوی ما سر داده ایم برای رهایی ست اما افسوس که هم صدا نیستیم تمام شب را هاشور می زنیم با نگاه تردید به امید صبحی بی طلوع این است سهم ما از تک خوانی .
+
نوشته شده در سه شنبه 5 خرداد1388ساعت 22:5  توسط بانوی اردیبهشت
|
خاموش و خانه نشین نخواهم شد. دارد قاب ِ قدیمی دریا می شکند . کودکان ِ اردیبهشت از کناره ی آب به خواب ِ خانه بر می گردند . مه فرونشسته است و خانه پر از آواز یکریز ِ همان مرغ ِ مهاجر است.