طی چند روز گذشته ایرانیان مقیم دوبی به نشانه حمایت از هم وطنانشان در ایران و هم صدایی در اعتراض به تقلب در شمارش آرا هر روز از ساعت نه صبح مقابل کنسولگری ایران تجمع کرده اند.
این تجمعات که از روز یکشنبه چهارده جون آغاز شده تا به امروز کماکان ادامه یافته است. در نخستین روز این گرد همایی به علت عدم آگاهی، هماهنگی و همچنین نداشتن مجوز از پلیس امارات شرکت کنندگان تنها به تجمع آرام و نشان دادن پلاکاردها به خبرنگاران بسنده کردند . اما در روزهای بعد با دادن شعارهایی از قبیل :
"?where is my vote" و"I wrote Mousavi . They read Ahmadi"، "هم وطن هم وطن حمایتت می کنیم" ، "گفته بودیم اگر تقلب بشه . ایران قیامت می شه" ،"می کشم می کشم آن که برادرم کشت " ، "مرگ بر دیکتاتور " و شعارهای مشابه به آنچه که در تظاهرات ایران داده می شود اعتراض خود را اعلام کردند .
در این میان کارمندان کنسولگری هم بیکار ننشستند و به فیلمبردای از چهره ی تجمع کنند گان پرداختند که این قضیه باعث خشم مردم شد و شعار " مزدور برو پایین " و " فکر نکنی اگر تو ایران نیستم ، مثل خودت از بیخ و بن فاشیستم " را سر دادند.
همچنین پلیس دوبی که وظیفه ی حفاظت از کنسولگری ایران را دارد با گارد ضد شورش در صف های منظم مقابل تظاهر کنندگان ایستاده بود اما رفتار تظاهر کنند گان و پلیس بسیار دوستانه و بدون هر گونه اقدام منفی بود تا جایی که تظاهر کنندگان بطری های آب معدنی به پلیس تعارف می کردند تا قدردانی خود را از آنها بابت صبور بودن در گرمای بالای ۴۵ درجه سانتیگراد نشان دهند و حتی گاها شعارهای خود را برای آنها ترجمه میکردند.
این تظاهرات و تجمعات همچنان ادامه خواهد داشت . ضمن اینکه امروز ساعت ۶ عصر تحصن دیگری در مقابل مرکز دانشگاه های دوبی واقع در "knowledge village" به نشانه عزاداری برای کشته شدگان در تظاهرات اخیر صورت خواهد گرفت. قرار بر این است که کلیه تجمع کنندگان با پوشیدن لباس های مشکی ضمن ابراز همدردی با خانواده قربانیان اعتراض خود را به سرکوبگریهای حاکمیت ایران ابراز نمایند.
لازم به ذکر است طی چند روز اخیر بسیاری از روزنامه های عربی و انگلیسی تیتر صفحه ی اول خود را به انعکاس تجمعات مقابل کنسولگری اختصاص داده و در صفحات داخلی خود ضمن به نمایش گذاشتن صحنه های تظاهرات و درگیری های تهران، انتخابات را مورد بررسی قرار داده اند.






که نعل هایشان نیز سیاه است
لکه های مرکب و موم بر طول شنل هاشان می درخشد
اگر نمی گریند بدان سبب است که به جای مغز
سرب در کدوی جمجمه دارند
و روحی از چرم براق
از جاده های خاکی فرا می رسند ،
گروهی خمیده پشتند و شبانه که برگذرگاه خویش
سکوت ظلمانی صمغ را می زایانند و
وحشت ریگ روان را.
چندان که شب فرود می آمد شب
شب ِ کامل
کولیان بر سندان های خویش پیکان و خورشید می ساختند.
اسبی خون آلوده بر درهای گنگ می کوفت و خروسان ِ شیشه یی
بانگ سر می دادند.
***
ای شهر کولی ها
اینک گارد سیویل !
روشنایی های سبزت را فروکش !
***
شهر ، آزاد از هراس
درهایش را تکثیر میکرد.
چهل گارد سیویل از پی تاراج بدان در آمدند
ساعت ها از حرکت باز ایستاد
و از بادنماها غریوی کشدار برآمد.
شمشیرها نسیمی را که
از سم ضربه ها سرنگون شده بود از هم شکافتند.
***
کولیان به دروازه ی بیت اللحم پناه می برند.
یوسف قدیس ، پوشیده از جراحت و زخم
دختری را به خاک می سپارد
تفنگ های ثاقب ، سراسر شب بی وقفه طنین اندازست .
قدیسه ی عذرا ، برای کودکان از آب ِ دهان ستاره گان مدد می جوید.
با این همه ، گارد سیویل پیش می آید
در حال بر افشاندن شعله هایی که در آن
تخیل ، جوان و عریان خاکستر می شود.
رزا - دخترک کامبوریوس - می نالد در درگاه خانه اش.
پیش رویشان پستان های بریده شده ی او
بر یکی سینی قرار گرفته .
و دختران دیگر دوانند
با بافه های گیسوان شان از پس
در هوایی که در آن
گلسرخ های باروت می ترکد.
"فدریکو گارسیا لورکا "
پ ن ۱:
"آزادی به شیکرکی می مونه
رو شیرینی ِ بی دنگ و فنگی
که مال یه بابای دیگه س
تا وختی ندونی
این شیرینی رو چه جور باس پخت
همیشه همین بساطه که هس."
از بعد نیمه شب دیشب که در شبکه خبر نتایج حماسه ملی را می دیدم مدام این شعر "لنگستون هیوز " در ذهنم اکو میشود.
پ ن ۲:
چیزی که بسیار جالب است بی سابقه بودن ِتلاش برای دلداری دادن طرفداران سایر کاندیدا ها در صدا و سیما و همچنین اصرار شبکه خبر و تاکید مکرر مجریانش در سالم بودن شمارش آرا و عاری بودن این امر از هرگونه تقلب است .. این همه تاکید برای چیست ؟
به که رای بدهم ؟ به کدام بد که بدتر از بدتر نشود؟
به آن بدی رای دهم که در سالهای نخست انقلاب فرزندان مردم را با عقایدشان کباب می کردند؟ و حالا ادعا میکنند عوض شده اند؟
هرگز فکر نکردم رای ندادنم تاثیری در انتخاب بدتر داشته باشد .. آنکه باید انتخاب می شد انتخاب شد و آنکه باید انتخاب شود انتخاب می شود ..چرا که دیگر میزان رای ملت نیست . چون سرنوشت ما از پیش تعیین شده است .
حالا دچار هیجانات شوید و سبز کنید تا خرشان که از پل گذشت سرختان کنند. ایکاش شما درست بگویید .. شما درست حدس زده باشید .. شما درست انتخاب کرده باشید و من دوره ی آینده شرمسار شوم و پستی بنویسم با این تیتر : " من رای می دهم " چرا که به رای من احترام گذاشته می شود .. رای می دهم چرا که می دانم کسی که انتخاب میکنم مورد اعتماد است و دلسوز ملت .. رای می دهم چرا که رای من در آبادسازی کشورم تاثیر گذار است .. چون این انتخابات یک بازی کثیف سیاسی نیست . رای می دهم برای تعیین سرنوشتم . و رای من در انتخاب تاثیر گذار است.
از این تصمیم می ترسم ، در افکارم غم نام است
دلم در کاغذی مرموز در این صندوق پنهان است
از این تصمیم می ترسم که مار از آستین روید
و دست معرکه گیری کلید جعبه را جوید
از آزادی اگر گفتن بدان دریا سرابی هست
بگو بین بد و بدتر چه حق انتخابی هست؟!
به انسان رای خواهی داد ؟ به عنوان عکس یا تبلیغ ؟
به اسم بهتر از هیچ دموکراسی ِ در تعلیق
کسی که فکر کرد از قبل نمایی خوب پیدا کرد
به جای دیدن یک فیلم میان پرده تماشا کرد!
از آزادی اگر گفتن، بدان دریا سرابی هست
بگو بین بد و بدتر چه حق انتخابی هست؟!
تبرهای خوش ِ فردا به دست کولیان افتاد
بهای فالِ خوشبختی ،برای ما گران افتاد
اگر روباه جای شیر نصیبش تاج زرین شد
بدان که سرنوشت ما ، همه از پیش تعیین شد...
از آزادی اگر گفتن بدان دریا سرابی هست
بگو بین بد و بدتر چه حق انتخابی هست؟
ترانه ی فوق با صدای ابی را می توانید با کلیک در اینجا ببینید و در اینجابشنوید .
فریادی که هردوی ما سر داده ایم برای رهایی ست
اما افسوس که هم صدا نیستیم
تمام شب را هاشور می زنیم با نگاه تردید
به امید صبحی بی طلوع
این است سهم ما از تک خوانی .